• تماس  
  • خانه 

بهلول که بود ؟

10 اسفند 1391 توسط محمدی هنزئی

در ابتدا کسی را به خنده وامیدارد و آنگاه در اوج خنده، سر در گوشش می نهد و می گوید: دقت کن! شاید نه بر دیگری، که بر خود می خندی! و چون او این را دریافت بر حال خود که چنین مضحک است می گرید!!

نوشته های زیر گوشه هایی است از سخنان آن حکیم در لباس یک دیوانه. تا آنان که خود دیوانه اند، پندارند که او نیز دیوانه است.

می گويند بهلول عالم بود و ديوانه نبود و جنون در واقع نقاب بود و گريزگاه بود از آن مهلکه.

در هفت سالگی برای زن‌ها به منبر می‌رفت و به خاطر رفتار ویژه‌اش به بهلول شهرت پیدا كرد. درس‌های حوزه را از ادبیات تا قوانین، در بیلند نزد پدر آموخت. در چهارده سالگی به عنوان یك منبری، معروف بود و در همین سن با صوفیه‌ی گناباد (فرقه‌ی نعمت‌اللهی) مخالفت می‌كرد. صوفی‌ها در آن زمان چند بار تصمیم گرفتند كه او را بكشند، به همین دلیل پدرش تصمیم گرفت با خانواده‌اش به سبزوار مهاجرت كند تا بهلول، هم از درس باز نماند و هم از صوفی‌های گناباد دور باشد. بهلول اولین سخنرانی خود را در زمان احمدشاه، در سن 16 سالگی و هنگامی كه امر به معروف و نهی از منكر ممنوع شده بود، علیه رژیم شاه ایراد كرد. با به قدرت رسیدن رضاخان، اسلام‌زدایی در كشورهای اسلامی، به ویژه در منطقه‌ی خاورمیانه، به صورت مهم‌ترین استراتژی استعمار درآمد.

رضاخان تصمیم به كشف حجاب از زنان گرفت، امّا برخورد قاطع مردم به رهبری روحانیت، از جمله موضعگیری تند و كفرستیزانه‌ی آیت‌الله بافقی، موجب شد كه طرح حجاب‌زدایی به مدت 8 سال به تعویق بیفتد. در این هشت سال، یعنی در فاصله‌ی سال 1305 تا 1314، روحانیت در معرض شدیدترین توهین‌ها و یورش‌های تبلیغاتی قرارگرفت. طرح استفاده از عمامه به شرط داشتن مجوز دولتی هم، از جمله فشارهای روانی بر روحانیت بود.

الف ) بهلول و سركه :

مريضي از بهلول براي دفع مرضش سركۀ هفت ساله خواست.

بهلول گفت : سركه هفت ساله دارم ولي به كسي نمي دهم .

مريض پرسيد چرا نمي دهي ؟

بهلول در جواب گفت: اگر مي خواستم بدهم هفت سال نمي ماند .

ب ) حمام رفتن بهلول :

روزي بهلول به حمام رفت ولي خدمه حمام به او بي اعتنائي كرده و آن طور كه دلخواه بهلول بود او را كيسه نكشيد .

با اين حال وقت خروج از حمام بهلول ده ديناركه همراه داشت همگي را به استاد حمامي داد و

گارگران حمام چون اين بذل و بخشش را ديدند همگي پشيمان شدند كه چرا نسبت به او بي اعتنائي كردند .

بهلول هفته ديگر به حمام رفت اين مرتبه تمام كارگران با كمال احترام او را شستشو كرده و مواظبت بسيار نمودند ولي با اين همه سعي و كوشش كارگران بهلول فقط يك دينار به آنها داد

كارگران پرسيدند : بخشش بي جهت هفته قبل و رفتار امروزت با ما چيست ؟

بهلول گفت : مزد امروز حمام را هفته قبل كه حمام آمدم پرداختم و مزد آن روز حمام را امروز ميپردازم . تا شما ادب و رعايت مشتري هاي خود را بنمائيد .




 

 

مطلب قبلی
مطلب بعدی
 1 نظر

آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(1)
4 ستاره:
 
(0)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(0)
1 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
5.0 stars
(5.0)

موضوعات: مناسبت های روز لینک ثابت

نظر از: مرادی [عضو] 
  • شمیم ولایت
  • نشریه الکترونیکی پاسداران ولایت
5 stars

سلام
خیلی مطالب زیبا و آموزنده ای گذاشته اید.
موفق باشید

اللهم عجل لولیک الفرج

1391/12/10 @ 23:06


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

مديريت استان يزد

مديريت استان يزد

تدبر در قران

حديث

لینکستان

  • خانه
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس