• تماس  
  • خانه 

شعر

26 اسفند 1391 توسط محمدی هنزئی

-باز عالم پر ز غوغاى كه شد؟
باز دلها مست و شيداى كه شد؟
باز گوش اهل دل پر زمزمه
از طنينِ شور و آواى كه شد
باز سر دارد هواى عاشقى
طالب روى دل آراى كه شد
باز ديده سوى دامم مى‏كشد
پايبند چشم گيراى كه شد
باز دل سرشار از شوق كه شد
باز اين ويرانه مأواى كه شد
دل به شوق ازياد زينب آمده
تهنيت ميلاد زينب آمده
نام زينب لرزه بر دل افكند
غير آن دل كه ز سنگ و آهن‏است
كسيت زينب جلوه عشق خدا
عشق او سرمايه دين من است
هست سرى منجلى در روح او
جمع زهرا و على در روح او
هيچ گنجى با غمت‏ هم‏پايه ‏نسيت
غير عشقت‏ شيعه ‏را سرمايه ‏نيست
خواست دل آيد به زير سايه‏ايت
ديد اما نور حق را سايه نيست
غير تو كه شيعه زهرا خورده‏اى
هيچ كس با فاطمه همپايه نيست
غير نام دلربايت زينبا
در كتاب عشق حيدر آيه نيست
غير اشكى كه نثارت مى‏كنم
عاشق بى‏مايه‏ات را مايه نسيت
عزت حيدر مدد كن عاشقت
دختر كوثر مدد كن عاشقت
اى درخشنده‏تر از الماس‌ها
اى صفا بخش وجود ياس‌ها
اى تجلى امامت در زنان
مايه‌ي ترس على‌نشناس‌ها
حوريان از درك تو عاجز همه
كى شناسندند يقين خناسها
لطف تو شد شامل هر شيعه‏اى
اى صفا بخشيده بر احساسها
خسته بال دام عشقِ زينبم
من پرستوىِ دمشق زينبم
اى خدا من دوست‏دار زينبم
خسته جانم جانثار زينبم
سال‌ها پرسه به كويش مى‏زنم
كوچه گرد و خاكسار زينبم
مى‏تپد در سينه دل با ياد او
دردمند و بيقرار زينبم
كاش بودم من كبوتر اى خدا
تا نمايى همجوار زينبم
در دم مرگم سوى شامم كشيد
آن زمان در انتظار زينبم
كاش من قربان زينب میشدم
خادم طفلان زينب میشدم

 

مطلب قبلی
مطلب بعدی
 نظر دهید »

موضوعات: مناسبت های روز لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

مديريت استان يزد

مديريت استان يزد

تدبر در قران

حديث

لینکستان

  • خانه
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس