• تماس  
  • خانه 

مناجات نامه

27 فروردین 1391 توسط محمدی هنزئی

الهی!ای خالق بی مدد و ای واحد بی عدد،ای اول بی هدایت،و ای آخر بی نهایت . ای ظاهر بی صورت و ای باطن بی سیرت ،ای حی بی ذلت، ای بخشنده بی منت،ای داننده رازها ،ای شنونده آوازها ، ای بیننده نمازها ،ای شناسنده نامها، ای رساننده گامها ،ای مطلع بر حقایق، ای مهربان بر خلایق،عذرهای ما بپذیر که تو غنی و مافقیر و بر عیب های ما مگیر که تو قوی ،و ما حقیر، از بنده خطا آید و ذلت،و از تو عطا آید و رحمت .
الهی!تودوستان را به دشمنانت می نمایی،درویشان را غم واندوه دهی،بیمار کنی  وخود بیمارستان کنی،درمانده کنی و خود درمان کنی،از خاک آدم کنی و با وی چندان احسان کنی ،مجلسش روضه رضوان کنی.
الهی!از پیش خطر و از پس راهم نیست ، دستم گیر که جز تو پناهم نیست.
الهی!دستم گیر که دست آویز ندارم و عذرم گیر که پای گریز ندارم.
الهی!خود را از همه به تو وابستم ،اگر بداری تو را پرستم و اگر نداری خود پرستم نومید مساز ، بگیر دستم.   

مطلب قبلی
مطلب بعدی
 1 نظر

آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(1)
4 ستاره:
 
(0)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(0)
1 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
5.0 stars
(5.0)

موضوعات: مناجات نامه لینک ثابت

نظر از: موسسه آموزش عالی حوزوی معصومیه (خواهران) [عضو] 
  • معصومیه خواهران قم
5 stars

الگوى ساده زيستى
اسود و علقمه گويند: بر على (ع) وارد شديم در پيش آن حضرت طبقى بافته شده از ليف خرما بود، در ميان طبق دو گرده نان جوين مشاهده كرديم، نخاله آرد جو بر روى نان‏ها آشكارا ديده مى‏شد، على نان را برداشت و بر روى زانوى خود گذاشت تا آن را بشكند . آن گاه با نمك ميل فرمود . به كنيزى كه نامش فضه بود گفتم چه مى‏شد اگر نخاله اين آرد را براى على (ع) مى‏گرفتى؟
در اين هنگام اميرالمؤمنين (ع) تبسم نموده فرمود: من خودم دستور داده‏ام نخاله‏اش را نگيرد . گفتم براى چه يا على؟ !
فرمود: زيرا اين طور نفس بهتر ذليل مى‏شود و مؤمنان به من پيروى خواهند كرد تا وقتى كه به اصحاب ملحق شوم .
(انوار نعمانيه، ص‏18)

1391/02/20 @ 12:50


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

مديريت استان يزد

مديريت استان يزد

تدبر در قران

حديث

لینکستان

  • خانه
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس