• تماس  
  • خانه 

خاطره ای از یک شهید

19 شهریور 1392 توسط محمدی هنزئی


چشمانم را باز بگذاريد تا همگان بدانند كه با چشمان باز در اين راه قدم گذاشته و با چشم باز به شهادت رسيده ام. دهانم را باز بگذاريد تا بدانند كه تا آخرين لحظه نداي الله اكبر بر زبانم داشته ام. مشتانم را گره كرده بگذاريد تا بدانند كه با شهيد شدنم مشتي بر دهان آمريكا كوبانده ام. شهيد محمدرضا سوري


روي بچه هاي متأهل يک جور ديگر حساب مي کرد. مي گفت «کسي که ازدواج کرده ،اجتماعي تر فکر ميکند تا آدم مجرد»بعد از عقد که برگشتم جبهه ،چنان بغلم کرد و بوسيد که تا آن موقع اين طور تحويلم نگرفته بود. گفت:«مبارکه، جهاد اکبر کردي»

 

مطلب قبلی
مطلب بعدی
 2 نظر

آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(1)
4 ستاره:
 
(0)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(0)
1 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
5.0 stars
(5.0)

موضوعات: مناسبت های روز لینک ثابت

نظر از: قیاسی [عضو] 
  • مدرسه علمیه حضرت زینب سلام الله علیها یزد

سلام

ممنون لطف کردید

التماس دعا

1392/06/20 @ 10:24
نظر از: یادگاری [عضو] 
  • یادگاری
  • عطر چفیه ها
  • وبلاگ حضرت زینب سلام الله علیها یزد
5 stars

سلام علیکم و خدا قوت. از مطلب زیباتون ممنونم. روح همه ی شهدا بویژه روح شهید محمدرضا سوری شاد.از به روز رسانی وبلاگتان خوشحال شدم و توفیقات روز افزون شما را از درگاه قادر متعال خواهانم.

1392/06/20 @ 08:30


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

مديريت استان يزد

مديريت استان يزد

تدبر در قران

حديث

لینکستان

  • خانه
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس